خاطره روز مادر * * پارسال * *
روز مادر سال 89 اولین روز مادری بود که تو با ما بودی
صبح خیلی زود وقتی از خواب بیدار شدم تا شیرت بدم
با رنگ مخصوص بچه ها دست و پاتو رنگی کردم و زدم روی مقوا تا بشه یک کارت تبریک برای مامانم
فکر کردم میتونه بهترین هدیه روز مادر براش باشه





مامانم وقتی جلوی میز آرایشش این کارت رو دید نتونست جلوی گریه شو بگیره
و تا مدتها اونو به همه نشون میداد که بهترین هدیه ای بوده که گرفته.
خدا سایه همه مادر های خوب را از سر بچه هاشون کم نکنه
مخصوصا مامان پر از عشق و احساسم رو
آمین

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطره روز مادر * * پارسال * *
